close
تبلیغات در اینترنت
رازت را په هیچکس نگو !

صفحه اصلي

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

کاربر گرامي ، خوش آمديد!

منوي اصلي
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ
موضوعات
داستان
داستان های آموزنده
داستان های عاشقانه
داستان های خواندنی
داستان های جالب
داستان کوتاه
داستان های طنز
داستان های زیبا
دانستنی ها
مطالب جالب و خواندنی
هشدار!
مطالب علمی
گالری عکس
عکس عاشقانه با جملات زیبا
عکس های عشقولانه
عکس های گرافیکی زیبا از قلب
عکس گل های زیبا
عکس دختران زیبا
عکس بچه های نازنازی
عکس های جالب و دیدنی
عکس بازیگران ایرانی
عکس بازیگران خارجی
عکس هایی از بارش باران
عکس های فانتزی
عکس های جالب از حیوانات
مطالب طنز
مطالب طنز
مطالب علمی
طنز عشقولانه
دختر و پسر
زن و شوهر
مطالب عشقولانه
روان شناسی
ازدواج
عشق
شعرهای بسیار زیبا
شعر عاشقانه
ترانه های زیبا
خرید اینترنتی
محصولات آرایشی بهداشتی
لوازم
زیور آلات
زیرنویس فارسی فیلم های خارجی
دانلود زیرنویس
مقالات آموزشی
دانلود نرم افزار
نرم افزار مرورگر
نرم افزار چت
دانلود آنتی ویروس

آرشيو ماهانه
» خرداد 1390
» ارديبهشت 1390

لوگوي دوستان

style="border: medium none" width="120" height="120">


آمار بازديد


آمار بازديد :

» افراد آنلاين : 1
» بازديد امروز : 38
» بازديد ديروز : 0
» هفته گذشته : 90
» ماه گذشته : 139
» سال گذشته : 839
» کل بازديد : 172609
» کل مطالب : 75
» نظرات : 43
» تعداد اعضا : 2
» امروز : پنجشنبه 24 آبان 1397

تبليغات





رازت را په هیچکس نگو !


در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها

جانسون و دیگری پیتر بود. این دو از کودکی با هم بزرگ شده بودند. آنقدر

این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند که نصف اهالی دهکده فکر میکردن

که این دو نفر با هم برادرند. با این حال که هیچ شباهتی به هم نداشتند. اما

این حرف اهالی نشان از اوج محبتی بود که بین این دو نفر وجود داشت.

همیشه پیتر و جانسون راز دلشون رو به همدیگه میگفتند و ...


برای مشکلاتشون با همدیگه هم فکری میکردند و بالاخره یه راه چاره براش

پیدا می کردند. اما اکثر اوقات جانسون این مسائل رو بدون اینکه پیتر بدونه

با دوستای دیگه اش در میان میگذاشت.


وقتی پیتر متوجه این کار جانسون می شد ناراحت می شد اما به روش هم

نمی آورد. چون آنقدر جانسون رو دوست داشت که حاضر نبود حتی برای یک

دقیقه تلخی این رابطه رو شاهد باشه. به خاطر همین احترام جانسون رو نگه

می داشت و باز هم مثل همیشه با اون درد دل می کرد. سالها گذشت و پیتر

ازدواج کرد و رفت سر خونه زندگیش، اما این رابطه همچنان ادامه داشت و روز

به روز عمیق تر می شد. یه روز پیتر می خواست برای یه کار خیلی مهم با

خانواده اش بره به شهر. به خاطر همین اومد و به جانسون گفت من دارم

میرم به طرف شهر، اما اگه امکان داره این کیسه پول رو توی خونت نگهدار

تا من از شهر برگردم.


جانسون هم پول رو گرفت و رفیقش رو تا دروازه خروجی بدرقه کرد. وقتی

داشت به خونه برمی گشت، سر راه رفت پاتوق خودش و شروع کرد با

دوستاش تفریح کردن. هوا دیگه داشت کم کم تاریک می شد و جانسون

می خواست با دوستاش خداحافظی کنه. اما دوستاش گفتن هنوز که زوده

چرا مثل هر شب نمی ری؟ اونم گفت که پولهای پیتر توی خونست و باید

زودتر بره خونه و از پولها مراقبت کنه. خلاصه خداحافظی کرد و رفت. وقتی

رسید خونه سریع غذاشو خورد و رفت توی اتاقش. پولها رو هم گذاشت توی

صندوقش و گرفت تخت تخت خوابید. بی خبر از اتفاقی که در انتظارش بود ...


بله درست حدس زدید. چند نفر شبونه ریختن توی خونه و پولها رو با

خودشون بردند! جانسون صبح که از خواب بیدار شد متوجه این موضوع شد

و از ناراحتی داشت سکته می کرد ! تمام زندگیش رو هم اگه می فروخت

نمی تونست جبران پولهای دزدیده شده رو بکنه. از ناراحتی لب به غذا هم نزد.


دم دمای غروب بود که دید صدای در میاد. در رو که باز کرد دید پیتر اومده

تا پولها رو با خودش ببره. وقتی جانسون ماجرا رو براش تعریف کرد، پیتر به

جای اینکه ناراحت بشه و از دست جانسون عصبانی باشه، شروع کرد به

خندیدن و گفت: می دونستم، می دونستم که بازم مثل همیشه نمیتونی

جلوی زبونت رو بگیری. اما اصلا نترس. چون من فکرشو می کردم که این

اتفاق بیافته. به خاطر همین چند تا سکه از آهن درست کردم و توی اون

کیسه ریختم و اصل سکه ها رو توی خونه خودم نگه داشتم ؛

و چون می دونستم که همه از این موضوع با خبر می شن و تو به همه

می گی که سکه ها پیش تو بوده، خونه ی من امن تر از تو بود. الآن هم

اصلا نگران و ناراحت نباش شاید از دست من و این رفتارم ناراحت بشی،

اما این درسی برات می شه که همیشه مسائلی رو که دیگران با تو در

میون میگذارند توی قلبت محفوظ نگه داری و به شخص ناشناسی راز

دلت رو بازگو نکنی ...


نوشته شده توسط سارا طاهری در چهارشنبه 21 ارديبهشت 1390 و ساعت

ادامه مطلب




درباره ما




من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست.
dehkadehdastan@yahoo.com


مطالب پربازديد
عکس های عروسی آرش (خواننده) بازديد : 20541
عکس های عاشقانه با جملات زیبا (سری سوم) بازديد : 14949
عکس عاشقانه با جملات زیبا (سری اول) بازديد : 2599
دانلود قوی ترین آنتی ویروس جهان - Eset Nod32 Antivirus 4.0.314.0 بازديد : 2251
تصاویر گرافیکی زیبا از قلب بازديد : 2103
عکس عاشقانه با جملات زیبا (سری دوم) بازديد : 2039
اینم از دردسر عمل زیبایی لب بازديد : 1905
دانلود زیرنویس با حرف A بازديد : 1283
داستان زیبای گل صداقت بازديد : 973
معجزه وحشتناک دستمال‌های مرطوب بر روی دختر دانشجو!! بازديد : 859
داستان زیبای ماجرای طلاق !! بازديد : 785
آخه اینجا جای شیر دادن بچه هاست ؟! بازديد : 767
بهلول و همسر هارون بازديد : 731
داستان زیبای همه چهار زن دارند بازديد : 721
تفاوت عشق و ازدواج !!!! ... بازديد : 707
در 68 ثانيه به آرزوي خود برسيد. بازديد : 689
زير برگ نويسي ( مخصوص روز امتحان) بازديد : 663
وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد... بازديد : 663
وقتی خدا از شما عکس میگیرد بازديد : 645
طنز : دلیلی برای اینکه زنان دوستان خوبی نیستند ؟!! بازديد : 645
سلام بازديد : 615
چه وقت بگوییم ( دوستت دارم ) ؟ بازديد : 607
مـسـافـر خـسـتـه بازديد : 607
هدیه ی پدر ( داستان کوتاه) بازديد : 585
رازت را په هیچکس نگو ! بازديد : 567
اگه نمی تونی کپی نکن!! بازديد : 559
بي جنبه بازديد : 559
علت درس نخواندن دانشجویان کشف شد ! بازديد : 557
زیبایی انسان بازديد : 555
دست تقدیر بازديد : 555
چرا در زمان عصبانیت داد می زنیم؟ بازديد : 553
خواص ازدواج برای آقا پسرها ! بازديد : 545
تو خود شیطانی! بازديد : 539
منتظرت هستم بازديد : 523
معلم عاشق بازديد : 521
گل سرخی برای محبوبم بازديد : 519
ای آیینه! من مال خدا هستم بازديد : 519
سم برای مادر شوهر بازديد : 509
یک روش ارزان برای تقویت حافظه بازديد : 507
داستان سیب زمینی و نفرت بازديد : 505
سگ باهوش بازديد : 505
اینارو برای سگت میخوای!!؟؟ بازديد : 499
بهشت و دوزخ بازديد : 495
همیشه راهکار بهتری هم هست بازديد : 489
پلیدی ها می مانند و نیکی ها باز می گردند بازديد : 489
مرورگر قدرتمند و محبوب Mozilla Firefox 4.0.1 بازديد : 487
ایمیل از دنیاى مردگان بازديد : 483
گوشواره کریستالی پروانه K100 بازديد : 479
سه پیرمرد عجیب بازديد : 463
مرد زاهد و سنگ قیمتی بازديد : 453

نظرسنجي
نظر شما در مورد ازدواج ؟

پيوند هاي روزانه
یه چیزی میگم...یه چیزی بگو
شب های بارانی
@@ خانوما بیان تو @@
اتاق شماره 18
کلبه ی داستان
lilililililترفندستانlililililili
بزرگترین وبلاگ عکس
وبلاگ تفریحی شاهزاده
سوالات کنکوری دین و زندگی دوم دبیرستان

ليست تمام پيوند ها



صفحه اصلي | پست الکترونيک | اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | لينك آر اس اس | طراح قالب

Powered By Temp.Rozblog.com Copyright © 2009 by dehkadehyedastan
Design By : wWw.Rozblog.com