close
تبلیغات در اینترنت
بهلول و همسر هارون

صفحه اصلي

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

کاربر گرامي ، خوش آمديد!

منوي اصلي
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ
موضوعات
داستان
داستان های آموزنده
داستان های عاشقانه
داستان های خواندنی
داستان های جالب
داستان کوتاه
داستان های طنز
داستان های زیبا
دانستنی ها
مطالب جالب و خواندنی
هشدار!
مطالب علمی
گالری عکس
عکس عاشقانه با جملات زیبا
عکس های عشقولانه
عکس های گرافیکی زیبا از قلب
عکس گل های زیبا
عکس دختران زیبا
عکس بچه های نازنازی
عکس های جالب و دیدنی
عکس بازیگران ایرانی
عکس بازیگران خارجی
عکس هایی از بارش باران
عکس های فانتزی
عکس های جالب از حیوانات
مطالب طنز
مطالب طنز
مطالب علمی
طنز عشقولانه
دختر و پسر
زن و شوهر
مطالب عشقولانه
روان شناسی
ازدواج
عشق
شعرهای بسیار زیبا
شعر عاشقانه
ترانه های زیبا
خرید اینترنتی
محصولات آرایشی بهداشتی
لوازم
زیور آلات
زیرنویس فارسی فیلم های خارجی
دانلود زیرنویس
مقالات آموزشی
دانلود نرم افزار
نرم افزار مرورگر
نرم افزار چت
دانلود آنتی ویروس

آرشيو ماهانه
» خرداد 1390
» ارديبهشت 1390

لوگوي دوستان

style="border: medium none" width="120" height="120">


آمار بازديد


آمار بازديد :

» افراد آنلاين : 1
» بازديد امروز : 64
» بازديد ديروز : 2
» هفته گذشته : 66
» ماه گذشته : 132
» سال گذشته : 434
» کل بازديد : 172204
» کل مطالب : 75
» نظرات : 43
» تعداد اعضا : 2
» امروز : چهارشنبه 04 مهر 1397

تبليغات





بهلول و همسر هارون


هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به

آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود

همانجا می نشست و مثل بچه ها گل بازی می کرد.


آن روز هم داشت با گل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه

باغچه ای درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گل صحرایی گذاشت.


ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی

از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش

ایستاد و گفت:


- بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت:

- بهشت می سازم.


همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:

- آن را می فروشی؟!

بهلول گفت:

- می فروشم.

- قیمت آن چند دینار است؟

- صد دینار.

زبیده خاتون گفت:

- من آن را می خرم.


بهلول صد دینار را گرفت و گفت:
- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم

و به تو می دهم.

زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.


بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک

سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.


زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ،

قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر

عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند.

یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت:


- این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای.


وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی

را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.


صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول

به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد.

بعد صد دینار به بهلول داد و گفت:


- یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش.

بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت:

- به تو نمی فروشم.


هارون گفت:
- اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.

بهلول گفت:

- اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم.

هارون نارحت شد و پرسید:

- چرا؟


بهلول گفت:

- زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی

بخری، من به تو نمی فروشم!


نوشته شده توسط سارا طاهری در چهارشنبه 21 ارديبهشت 1390 و ساعت

ادامه مطلب




درباره ما




من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست.
dehkadehdastan@yahoo.com


مطالب پربازديد
عکس های عروسی آرش (خواننده) بازديد : 20537
عکس های عاشقانه با جملات زیبا (سری سوم) بازديد : 14947
عکس عاشقانه با جملات زیبا (سری اول) بازديد : 2593
دانلود قوی ترین آنتی ویروس جهان - Eset Nod32 Antivirus 4.0.314.0 بازديد : 2249
تصاویر گرافیکی زیبا از قلب بازديد : 2101
عکس عاشقانه با جملات زیبا (سری دوم) بازديد : 2037
اینم از دردسر عمل زیبایی لب بازديد : 1899
دانلود زیرنویس با حرف A بازديد : 1279
داستان زیبای گل صداقت بازديد : 971
معجزه وحشتناک دستمال‌های مرطوب بر روی دختر دانشجو!! بازديد : 855
داستان زیبای ماجرای طلاق !! بازديد : 781
آخه اینجا جای شیر دادن بچه هاست ؟! بازديد : 765
بهلول و همسر هارون بازديد : 729
داستان زیبای همه چهار زن دارند بازديد : 719
تفاوت عشق و ازدواج !!!! ... بازديد : 703
در 68 ثانيه به آرزوي خود برسيد. بازديد : 687
وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد... بازديد : 661
زير برگ نويسي ( مخصوص روز امتحان) بازديد : 661
طنز : دلیلی برای اینکه زنان دوستان خوبی نیستند ؟!! بازديد : 643
وقتی خدا از شما عکس میگیرد بازديد : 641
سلام بازديد : 613
مـسـافـر خـسـتـه بازديد : 605
چه وقت بگوییم ( دوستت دارم ) ؟ بازديد : 605
هدیه ی پدر ( داستان کوتاه) بازديد : 581
رازت را په هیچکس نگو ! بازديد : 563
علت درس نخواندن دانشجویان کشف شد ! بازديد : 555
اگه نمی تونی کپی نکن!! بازديد : 555
بي جنبه بازديد : 555
دست تقدیر بازديد : 553
زیبایی انسان بازديد : 551
چرا در زمان عصبانیت داد می زنیم؟ بازديد : 549
خواص ازدواج برای آقا پسرها ! بازديد : 543
تو خود شیطانی! بازديد : 535
معلم عاشق بازديد : 519
منتظرت هستم بازديد : 517
گل سرخی برای محبوبم بازديد : 517
ای آیینه! من مال خدا هستم بازديد : 515
سم برای مادر شوهر بازديد : 507
یک روش ارزان برای تقویت حافظه بازديد : 507
داستان سیب زمینی و نفرت بازديد : 503
سگ باهوش بازديد : 501
اینارو برای سگت میخوای!!؟؟ بازديد : 495
بهشت و دوزخ بازديد : 491
همیشه راهکار بهتری هم هست بازديد : 487
پلیدی ها می مانند و نیکی ها باز می گردند بازديد : 485
مرورگر قدرتمند و محبوب Mozilla Firefox 4.0.1 بازديد : 483
ایمیل از دنیاى مردگان بازديد : 481
گوشواره کریستالی پروانه K100 بازديد : 475
سه پیرمرد عجیب بازديد : 461
مرد زاهد و سنگ قیمتی بازديد : 451

نظرسنجي
نظر شما در مورد ازدواج ؟

پيوند هاي روزانه
یه چیزی میگم...یه چیزی بگو
شب های بارانی
@@ خانوما بیان تو @@
اتاق شماره 18
کلبه ی داستان
lilililililترفندستانlililililili
بزرگترین وبلاگ عکس
وبلاگ تفریحی شاهزاده
سوالات کنکوری دین و زندگی دوم دبیرستان

ليست تمام پيوند ها



صفحه اصلي | پست الکترونيک | اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | لينك آر اس اس | طراح قالب

Powered By Temp.Rozblog.com Copyright © 2009 by dehkadehyedastan
Design By : wWw.Rozblog.com